سعید صاحب علم میگه:

رفیق ! بعدِ هرس ، شاخه خشک شد ؛ نه درخت !...
بـه آن که رفـت ، بگو مـن ضـرر نخـواهم کـرد …!

.

کوتاه ،

مفید ،

مختصر ،

بمب ...!

ابزار امتیاز دهی

سعید صاحب علم میگه:

دنـیا نگو ، که بـر لـبِ گـور ایـسـتـادن اسـت ...
بـر پـرتـگـاهِ رنـجِ شـعـور ایـسـتـادن اســت !...

.
نـای گـریـز و جـای نـشـستـن نـمـانـده اسـت ...
در بزمِ عمر ، شرطِ حضور ، ایستادن است ...

.
مــا کـودکـیـم و طــاقـچـه‌ی عـاشـقی ، بـلنـد ...
تنـها امـیـد ، روی غـرور ایـسـتـادن اسـت ...!
.

در جـبـرِ عـشـق ، داعــیـه‌ی حـفـظِ اخـتـیـار ،
بـا ظـرفِ یـخ کـنارِ تـنور ایـستـادن اسـت !...
.

ای صـخره‌ی شکسته ! گلایـه نکن به موج ...
برخیز ! کارِ سنگِ صبور ، ایستادن است ...
.

از دور زل بـــزن بــه رقـیـبــت کــنـار او ...
گاهی تمامِ عـشق ، به دور ایستـادن است !...

.

تلخ...زهرمار...

ابزار امتیاز دهی