من میگم:

💜من ماندم و ترکیبِ حسِ خوب و تشویشِ

قلبی که چندی می‌شود دیگر برای توست !...

دیدارِ تو شاید دلیلِ خلقتِ من بود ...

زیبا ترین قابی که دیدم ، چشم‌های توست !...💜

.

ابزار امتیاز دهی

احسان افشاری میگه:

به روحت احترام بزار برای چند دقیقه،

کامل بخون و لذت ببر...

.

صدای گنگِ مرا از سراب می‌شنوید ...

ستاره خواب کنید ، آفتاب می‌شنوید ...

از این دقیقه ، فقط آب و تاب می‌شنوید ...

شنیدم آنچه شنیدم ... جواب می‌شنوید !...

.

به این شقایقِ در اضطراب گوش کنید ...

به این پرنده‌ی در اعتصاب گوش کنید ...

موظّفید به حرفِ حساب ، گوش کنید !...

به نطقِ آخرم عالیجناب گوش کنید ...!

.

خدای عهد شکن ، عشق بود ... حالا نه !

ترانه‌ی قدغن ، عشق بود ... حالا نه !

همیشه روی سخن ، عشق بود ... حالا نه !

سلاحِ آخرِ من ، عشق بود ... حالا ، نه !...

.

هزار تیرِخطا از کمان گریخته است ...

همان که گفت کنارم بمان ، گریخته است ...!

شهابِ وحشی‌ام از آسمان گریخته است ...

چگونه از تو بگویم ؟... زبان ، گریخته است !...

.

قلم گرفتم و دردا ، قلم نمی‌گیرد ...

که آتشِ من و هیزم به هم نمی‌گیرد ...

کسی نشانِ حضور ، از عدم نمی‌گیرد ...

خوشم که مرگ ، مرا دستِ کم نمی‌گیرد !...

.

نخواه دشنه‌ی تن‌تشنه را غلاف کنم ...

نخواه بردگیِ "عین و شین و قاف" کنم !...

قلم به دست گرفتم ، که اعتراف کنم ...

حسابِ آینه را با غبار صاف کنم ...

.

همین شما که پذیرای شعرِ من بودید ،

مگر نه آن‌که به وقتش لب و دهن بودید ...؟!

به تیشه‌ای نرسیدید و کوه کن بودید !...

و توشه‌ای هم اگر بود ، راهزن بودید ...!

.

صدف ندیده ، به گوهر رسیده‌اید ... عجب !...

چراغ کشته ، به مجمر رسیده‌اید ... عجب !...

به خطِ هفتمِ ساغر رسیده اید ... عجب ...!

دو خط نخوانده به منبر رسیده اید ... عجب ...!

.

هلاکِ مخمصه‌ام ... دستبندتان پس کو ؟!...

درخت‌های زمستان پسندتان پس کو ...؟

سرِ جنازه ی شعر ، آب قندتان پس کو !؟...

چهارپاره شدم ، نیشخندتان پس کو ...!؟

.

کلیدِ مخمصه را در قفس گذاشته‌اید ...

کلاهِ شعبده از پیش و پس گذاشته‌اید !

کجا فرار کنم ؟ خار و خس گذاشته‌اید ...

مگر برای دویدن ، نفس گذاشته اید ...!؟

.

آهای شعر ! رفیقانِ راهزن داری ...

برهنه‌ای و در اندوه ، رختکن داری ...!

غریبی و سرِ هر کوچه ، انجمن داری ...

چقدر هم که به هر دسته ، سینه‌زن داری ...

.

پیِ مزارِ تو ، با التهاب می‌آیند ...

خدا قبول کند ... با نقاب می‌آیند !...

فرشته‌اند و به قصدِ عذاب می‌آیند ...

به وقتِ تیشه زدن ، با گلاب می‌آیند !...

.

کتابِ معجزه را کنجِ غار پنهان کن ...

هر آنچه داشتی از روزگار ، پنهان کن ...

ستاره از شبِ دنباله‌دار پنهان کن ...

فقط نفس بکش ، امّا بخار پنهان کن !...

.

نصیحتی کنم ، انگور را تمام نکن ...

اگر شراب نینداختی ، حرام مکن !...

شرابِ شعر منم ! از غریبه وام مکن ...

مرا مقایسه با شاعرانِ خام ، مکن ...!

.

که در مقایسه ، از دودمانِ خیامم ...

نه گوشِ به‌به و چه‌چه ، نه چشمِ انعامم ...

به گوشِ عالم و آدم رسید پیغامم ...

حریفِ گوشه‌ی میخانه‌های بدنامم !...

.

مباد سیلیِ محکم کنند شعرم را ...

شعارهای دمامدم کنند شعرم را ...

مباد قبله‌ی عالم کنند شعرم را ...!

به روزِ واقعه ، پرچم کنند شعرم را ...

.

متاعِ شعر و شرف ، سرسری فروخته‌ای ...

ولی به حجره‌ی بی مشتری فروخته‌ای !...

تو را به من چه که دُرِ درّی فروخته‌ای ؟...

مبارک است ! به خوکان ، پری فروخته‌ای !...

.

حرامِ باد شدی ، خاک در دهانت باد !...

دهان دریده ترین شب ، نگاهبانت باد ...

کلاغِ صبحِ مه‌آلود ، نوحه خوانت باد ...

مرا به سنگ زدی ، شیشه نوش جانت باد !...

.

مرا سیاه نکن آدمِ ذغال فروش ...

مرا چکار به این کوچه‌های فال فروش ؟...

مرا چکار به این قومِ قیل و قال فروش ؟

گرفته حالم از این شهرِ ضد حال فروش !...

.

از این اجاقِ رها مانده ، دود سهمِ من است ...

"یکی نبودِ" جهانِ کبود سهمِ من است ...!

و کوه نعره زد اینک ، صعود سهمِ من است ،

به قلّه رفتم و دیدم فرود سهمِ من است ...!

.

اگر چه دور و برم جز خطر نمی‌بینم ،

علاجِ واقعه را در سفر نمی‌بینم ...

به جز غبارِ قدم ، پشتِ سر نمی‌بینم ،

و هیچ عاقبتی در هنر ، نمی‌بینم !...

.

من ایستاده شکستم ... اقامه بهتر از این ...؟!

قلم شدم که بخوانید ، نامه بهتر از این ...؟!

یکی برید و یکی دوخت ... جامه بهتر از این ؟!...

رسیدم و نرسیدم ... ادامه بهتر از این ...؟!

.

به لطفِ شعر ، دل از دلبران ندزدیم ...

از این بساط ِسگی ، استخوان ندزدیدم !...

اگر نداشتم ، از دیگران ندزدیدم ...

من از حیاطِ کسی نردبان ندزدیدم !...

.

قسم به جانِ درختان تبر نساخته‌ام ...

برای بُت‌کده‌ای دردسر نساخته‌ام ...

که با فروشِ قلم ، سیم و زر نساخته‌ام ...

برای هیچ‌کسی هم که شر نساخته‌ام !...

.

همیشه پشتِ سخن ، آیه‌ی سکوت منم ...

هزار چهره‌ی پوشیده در قنوت ، منم ...!

زبانِ سوخته‌ی جنگل بلوط ، منم ...

و پشتِ جاذبه‌ها ، سیبِ در سقوط منم !...

.

و بازمانده‌ی دنیای درد ، ما بودیم ...

کسی که دید و فراموش کرد ، ما بودیم ...

صدای حنجره‌ی سرخِ درد ، ما بودیم ...

سکوتِ بین دو فنجانِ سرد ، ما بودیم ...!

.

کفافِ حسرت ما را زمین نخواهد داد ...

زمانه هم که به جز نقطه چین نخواهد …

کسی به مشقِ درست ، "آفرین" نخواهد داد ...

جوابِ اشک ، به جز آستین نخواهد داد ...!

.

به به فقط...

لینک دانلود اینجاست...

ابزار امتیاز دهی

فاضل نظری میگه:

ناگزیر از سفرم ، بی سرو سامان چون "باد" ...
به "گرفتارِ رهایی" نتوان گفت آزاد ...!

کوچ تا چند ؟! مگر می‌شود از خویش گریخت ؟...
"بال" ، تنها غمِ غربت به پرستو ها داد !...

اینکه "مردم" نشناسند تو را ، غربت نیست ...
غربت آن است ، که "یاران" ببرندت از یاد ...

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟!...
نه من از قهرِ تو غمگین ، نه تو از مهرم ، شاد ...!

چشم ، بیهوده به آیینه شدن دوخته‌ای ...
اشک آن روز که آیینه شد ، از چشم افتاد ...!

.

محشر...

ابزار امتیاز دهی

علیرضا بدیع میگه:

اگــر به رســـمِ ادب از ســـرش کــــلاه گـــرفت ،

نســیم ، بـــاز مـــرا بــا تـــو اشــــتباه گــرفت !...

دمـــی بـــه نــاز حــجاب از رُخَــت کـــنار زدی ،

پـرنده ، پـر زد و آهــو ، رمـید و مـاه ، گـرفت ...

بـــه روی گــــردنــت افــتـاد تــاری از گــــیسو ،

تــمـام گردنه را یــک تـــن از ســـپاه گــرفت ...!

دلی چنین که تو داری ، تصاحبش سخت است ...

مــگر کــه آینــه را مــی توان بــه آه گــرفت ؟...

تــو را چــنان وطــنم ، از غـــریبه مــی‌گـیرم ...

اگــر که دسـتِ تو در دســتِ او پــناه گرفـت ...!

.

زیباییِ مفرط...!

ابزار امتیاز دهی

دکلمه های علیرضا آذر

درود رفقا

هم من دارم کم میام این روزا

هم آمار بازدیدمون کم شده :(

داشتم تو کانال تلگرامم تمام دکلمه های علیرضا آذر رو آماده میکردم

گفتم لیستش رو اینجا هم برای شما بزارم که اولویت اینجاست تو زمینه‌ی ادبیات وقتی بحث باشه :)))

این لیست که میزارم،ترتیبش بر اساس نظر منه از حیث جذاب بودن

اما به این معنی نیست که آخریا کمتر جذابنا

ولی این اولیا اصن خداوندگارِ کاراشن...

خدمت شما دوستان:

1. هم مرگ

2. اثر انگشت

3. چهار قطره خون

4. انجماد

5. مدار مربع

6. دایره

7. تومور 2

8. نا نحس

9. دو در یک (به همراه احسان افشاری)

10. اتاق

11. عشق

12. صحنه

13. لحد

14. تاریک‌خانه

15. تومور 0

16. تومور 1

17. بی‌نامی

18. تومور 3

19. آلبوم

20. پیوند

21. مادیان

22. جنین


لازم به ذکره که آخرین کار که اسمش جنینه رو من چند ساعته متوجه شدم که همچین دکلمه ای وجود داشته و من نشنیدم تا بحال و این عجیب بود واقعا !!

لذا اگه آخر گذاشتم نه برای اینکه متوسط بوده ها

واسه اینکه نشنیدم هنوز

امشب قبل خواب گوش میدم و اینجا نظرمم در آینده راجع بهش میگم.

کلا اگه موافق باشین شما ها هم،طی چند پست میخوام چند تا حرکت بکنم اینجا

یک اینکه برای هر شاعری که دکلمه داره همچین لیستی براتون آماده کنم

دو اینکه طی پست های جدا و مخصوص لینک دانلود مستقیم از همینا و هر چی دکلمه باشه با متن شعر و تیم سازنده کار براتون میزارم

و سه اینکه روی هر کار هم طبق نظر خودم نقدشون خواهم کرد بصورت کوتاه و روان که لذتبخش باشه براتون

نظرتون؟


پ.ن: راستی آی دی کانال تلگرامم هم اینه:

maarl_boro@

دوست داشتین جوین شین :)

ابزار امتیاز دهی