در برم هست ، ولی در بر من نیست فقط !...

چه کنم ؟ دلبر مـن ، دلبر مـن نیست فقـط ...!

هر دو در جبهه ی عشقیم! اگر او زخمی ست ...

مشکل اینجاسـت که در سنـگر من نیسـت فقط ...

بـالـش مشـترکـی هـسـت! ولـی او خـواب و ،

من در اندیشه که او همسر من نیست فقط !...

کشـتی پیـرم و در سـعیِ به دریا نزدن ...

تاب امواج تو در لنگر من نیست فقط ...!

هرچـه باشد ، سـرِ یک چیز تـفاهم داریـم :

اختلافِ من و تو ، باورِ من نیست فقط !...

اینـکه بـا حـیله خـودم را بـه تـو تحـمیل کنـم ،

در سرم نیست ولی در سر من نیست فقط !...

.

زیبا...

بخش هایی از غزل