خیام میگه:

قـــومـی ، مــتــفـکـرنــد انـــدر رهِ دیـــن ...

قـومـی ، بـه گـمـان فـتـاده در راه یــقـیـن ...

مــی‌تـرسـم از آن‌کـه بــانــگ آیـــد روزی ،

کای بی‌خبران ! راه نه آن است ، نه این ...!

.

بدون ترس و تعصب فکر کنید ...

پاسخ هویداست !... :)

ابزار امتیاز دهی

خیام میگه:

مـن بـی مِـیِ نـاب ، زیـستن نتوانم ...

بــی‌بـاده ، کـشـیـد بـارِ تـن نتـوانـم ...

مـن بـنده‌ی آن دمـم کـه سـاغی گـوید

یک جامِ دگر بگیر و من ، نتوانم !...

.

تعجب می‌کنم چرا از ابتدای این وبلاگ یه رباعی هم از خیام نذاشته بودم!...

الآن چک کردم پرهام ریخت فرشاد دراومد...

به غااایت طرفدار خیامم در بین همه‌ی شعرا...

حالا بیشتر خواهم گذاشت

ابزار امتیاز دهی