از زندگانی‌ام ، گله دارد جوانی‌ام ...

شرمنده‌ی جوانی از این زندگانی‌ام...

گفتی که آتشم بنشانی ... ولی چه سود ؟!...

برخاستی ، که بر سرِ آتش نشانی‌ام ...!

.

دریغا...