من میگم:
شب ، آرزوی بدی بود
برای من که یه سایهست ،
پشتِ پای فرارت ...!
.
دیگه نگاهتو از من
بگیر و رد شو سریعتر ،
که دیر میشه قرارت ...!
.
درست مثلِ همیم و
هر دو شب شده بودیم ...
من ، سکوت و تو ، آروم ...!
.
ولش کن ... اینکه شبارو
چجوری صبح رسوندم ،
حواسپرتیه خانوم !...
.
رو من "چشاتو" که بستی !...
دیگه از این "شبِ رفته" ،
چطور ستاره بگیرم ؟...
.
تمومه کارم و حالا ،
تمامِ خواهشم اینه :
ازت کناره بگیرم !...
.
یه شب ، شبیهِ تو میشم ...
بیخیالم و آروم !
این شبا ، دو سه روزه ...!
.
ستاره میشم و میرم ...
شاید به فاصله از من ،
دلت یه ذره بسوزه ...!
.
نه من سیاهِ سیاهم ،
نه تو همیشه همینی !
حقیقت ، اینه که تلخه ...!
.
اگر چه رو به سقوطم ،
خداروشکر قراره
که سیبِ قصّه ، بچرخه ...!
.
رو من "چشاتو" که بستی !...
دیگه از این "شبِ رفته" ،
چطور ستاره بگیرم ؟...
.
تمومه کارم و حالا ،
تمامِ خواهشم اینه :
ازت کناره بگیرم !...
.
ترانهی جدیدم ، بعد یک سال ترانه ننوشتن...
.
پینوشت: ملودی هم داره ...
ضبط کنم؟