دیر است که دلدار ، پیامی نفرستاد ...

نـنوشت سلامی و کلامـی نفرستاد !...

.

صد نامه فرستادم و آن شاهِ سواران ،

پیـکی نَـدوانیـد و سـلامی نفـرستاد ...

.

سـویِ مـنِ وحشـی صـفتِ عقـل رمـیده ،

آهو رَوشی ، کبکِ خرامی ، نفرستاد ...

.

دانست که خواهد شُدنم مـرغِ دل از دسـت ،

وز آن خطِ چون سلسله ، دامی نفرستاد ...!

.

فریاد که آن ساقـیِ شِـکَّر لبِ سرمـست ،

دانست که مخمورم و جامی نفرستاد ...!

.

چندان که زدم لافِ کرامات و مقامات ،

هیچم خـبر از هیچ مـقامی نفـرستاد !...

.

حافظ به ادب باش ، که واخواست نباشد

گـر شـاه پـیامی بـه غلامی نفرسـتاد !...

.

بنازم به معشوقه پروریِ بیت پایانی...!